۱۳۹۲ آذر ۱۰, یکشنبه

کتاب " سقوط " از آلبر کامو


کتاب سقوط یکی از کتابهای ماندگار و فلسفی آلبر کامو است که در سال 1956 منتشر شد.
"ژان باتیست کلمانس " در رستورانی به نام "مکزیکو سیتی" سرگذشتش را برای یک غریبه تعریف میکند. این غریبه در واقع همان خواننده کتاب است. ژان باتیس که وکیل و قاضی معروفی است، روزی در حالیکه از کنار یک پل در پاریس میگذرد متوجه زنی می شود که به میله های پل بصورت مشکوکی نزدیک شده است. او بدون اینکه کاری کند با بی توجهی از کنار زن می گذرد. لحظه ای بعد صدای افتادن زن را در آب می شنود...... این حادثه بر زندگی او که کاری برای نجات جان آن انسان انجام نداده بود، تاثیر زیادی میگذارد. آلبر کامو سقوط ژان باتیس را از آن لحظه با سقوط آن زن در آب در کتابش ترسیم میکند. 



کامو در کتاب " سقوط " جملات بیاد ماندنی و قابل تفکری از خود بجا می گذارد : 




- " شما از روز داوری الهی سخن می گویید. اجازه بدهید که با کمال احترام به این حرف بخندم. من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم : من چیزی را دیده ام که به مراتب از آن سخت تر است؛ من داوری آدمیان را دیده ام"



- " داور تو خدا نیست خود تو هستی!"

- " هر انسان گواهی است بر جنايت همه انسانهای ديگر ." 
- " مردم از انگیزه های شما و صداقت شما و اهمیت رنج هایتان جز با مرگ شما متقاعد نمی شوند." 
- " شیرجه های نرفته گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می گذارند ."
ژان پل سارتر این رمان را "زیباترین و فهم‌ناشده‌ترین" کتاب آلبر کامو خوانده است.
عاطفه اقبال - 30 نوامبر 2013