۱۳۹۱ آبان ۱۳, شنبه

در انتظار تاریکی، در انتظار روشنایی


این جملات نویسنده چک " ایوان کلیما" در کتاب معروف او بنام " در انتظار تاریکی، در انتظار روشنایی" را بارها و بارها خوانده ام و هر بار به معنای عمیقتری از آن رسیده ام. آنجا که میگوید : 

" به این نتیجه رسیده ام که هیچ اندیشه ای در این دنیا آنقدر خوب و خیر نیست که بتواند تلاشی تعصب آمیز برای به کرسی نشاندن آن اندیشه را توجیه کند. تنها امید نجات در جهان این دوران، تساهل و تسامح است."......
این واقعیت جای بحث و فحص ندارد که هیتلر و همپالکی هایش درست مثل لنین و دار و دسته ی انقلابی اش، هیچ این نیات ویرانگرشان را پنهان نمیداشتند که میخواهند گروه های بزرگی از مردم را محدود کنند. و هیچ پنهان نمیداشتند که برای رسیدن به اهدافشان جزم تعصب آلودی دارند و هیچ در قید هزینه ی آن هم نیستند.
 اگر بی اعتنایی، بی عملی و ضعف توجیه ناشدنی طرفهای مقابل نبود، حتما میشد آنها را مهار کرد. تساهل و تسامح هرگز نباید به معنای تساهل و تسامح در برابر عدم تساهل و تسامح باشد.

تحمل کردن آنهایی که آماده شده اند آزادی را محدود کنند یا حق زندگی کسان دیگر را بگیرند، حتی اگر توجیهش شریف ترین اهداف باشد، روا و جایز نیست."

ایوان کلیما یک نویسنده و نمایشنامه نویس چکسلواکی است. موضوع رمان حول یک فیلمبردار میچرخد که تصویرهایی را در دوربین خود ثبت میکند با اینکه میداند هرگز در چنین سیستمی اجازه پخش نخواهد گرفت... تصویرهایی از تظاهرات ها، اعتراضها و ....

اسم کتاب به انگلیسی Waiting for the Dark, waiting for the light میباشد.

عاطفه اقبال - شنبه 13 آبان 91 برابر با 3 نوامبر 2012